کریسمس مبارک

گذر نامه های جهان در عبور از مرز های پاییز خیس شدند
دیگر نمی نوانستیم برای سال نو
رفتن به پاریس را آرزو کنیم
من تمام آرزو های تو را به یاد داشتم
وقتی چشم هایت قبل از خواب
رویای دیدنش را التماس می کردند
تمام وقت مشغول جمع کردن مروارید ها بودم
اما فقر همیشه با ما بود
هیچ وقت نگفته بودم
گوزن ها در سال پر برفی که مادر رفت
از تشنگی و سرما جان سپردند
و پیر مرد خسته که به زبان ما حرف نمی زد
شبانه به سمت شمال رفت
تا در سرمای همیشگی برای تو رویا بفرستد
و کودکی تو را از سال های بعید بیدار کند
اما به گمانم فردا
وقتی سال ، نو می شود
دوباره برف تمام حیاط را می پوشاند
و مادر با همان لبخند همیشگی
پشت پنجره چای می نوشد
آن وقت اگر بخت با من یار بود
دوباره تکرار کن
که چه قدر دوستت دارم.
سال نو مبارک
دیگر نمی نوانستیم برای سال نو
رفتن به پاریس را آرزو کنیم
من تمام آرزو های تو را به یاد داشتم
وقتی چشم هایت قبل از خواب
رویای دیدنش را التماس می کردند
تمام وقت مشغول جمع کردن مروارید ها بودم
اما فقر همیشه با ما بود
هیچ وقت نگفته بودم
گوزن ها در سال پر برفی که مادر رفت
از تشنگی و سرما جان سپردند
و پیر مرد خسته که به زبان ما حرف نمی زد
شبانه به سمت شمال رفت
تا در سرمای همیشگی برای تو رویا بفرستد
و کودکی تو را از سال های بعید بیدار کند
اما به گمانم فردا
وقتی سال ، نو می شود
دوباره برف تمام حیاط را می پوشاند
و مادر با همان لبخند همیشگی
پشت پنجره چای می نوشد
آن وقت اگر بخت با من یار بود
دوباره تکرار کن
که چه قدر دوستت دارم.
سال نو مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۴ ساعت 20:30 توسط پریسا
خدایا