Beauty_Flowers_Persian-Star.org_09.jpg


به جانب دوباره ی بهار می نگرم

به آبی نایاب آسمان و

ابر های رها شده از خاک پای تو

و این کوه های ساکت و صبور

که برف پوش امید و آواز  آمدن  بودند

بگذار مردم  روز های سبز بخندند

من از نفس های ابر اندود همین زمستان و

پا به صخره و سنگ همین راه های بی نشان

در ارتفاعی که انتظار شکفتن هیچ گلی نمی رفت

به بوی گرم و سرخ تو می رسم

مالامال انگشتان و آغوش هزار ه ی گل برگ های تو

همان ابتدای اردیبهشت می شود و

بهار زایی یاس های بی شمار.

دوباره شب از هوای عطر و طنازی بهار نارنج طلوع می کند

و خوشه خوشه ستاره از آسمان مهتابی می ریزد

و من خیال می کنم

به وقت شکفتن گل سرخ

هیچ عاشقی تنها نیست.